دوره 5, شماره 3 و 4

پاییز و زمستان 1393

فهرست مطالب

مقالات

چکیده

معمولا متغیر قیمت از جمله ابزارهای مهمی است که از آن می‌توان برای مدیریت مصرف و تقاضای گاز طبیعی در بخش‌ خانگی استفاده کرد. تقارن میان قیمت و تقاضا یکی از اصول اولیه قانون تقاضاست اما واکنشهای نامتقارن قیمت و تقاضا در بلند مدت یکی از مسایلی است که عدم توجه به آن در تخمین توابع تقاضا سبب بروز اشکالاتی در نتایج تخمین می‌گردد. لذا هدف از نوشتار این مطالعه بررسی وجود یا عدم وجود اثرات نامتقارن قیمت گاز طبیعی بر میزان تقاضای آن در بخش خانگی و تخمین کشش‌های کوتاه مدت و بلندمدت درآمدی و قیمتی تقاضای گاز طبیعی در این بخش است. این مطالعه به تجزیه و تحلیل اثرات نامتقارن قیمت گاز طبیعی در قالب مدل کویک برای دوره زمانی 91-1370 پرداخته است. نتایج به دست آمده از این پژوهش گویای این مطلب است که اثرات تغییرات قیمت گاز طبیعی بر میزان مصرف آن در بخش خانگی نامتقارن ناست. در دوره مورد بررسی در این مقاله، کشش‌های قیمتی بلندمدت و کوتاه مدت تقاضای گاز طبیعی 0.87- و 0.48- و کشش‌های درآمدی کوتاه‌مدت و بلندمدت تقاضای گاز طبیعی 1.03 و 11.44 برآورد گردیده است.
ویدا ورهرامی, رسام مشرفی, جابر لایق
PDF

چکیده

محدودیت‌ نقدینگیِ کارگزاران اقتصادی با اختلال در بهینه یابی منجر به انتخاب سطحی غیربهینه از متغیرهای تصمیم گیری می‌شود. در ادبیات اقتصاد انرژی نیز یکی از دلایل بروز شکاف کارایی انرژی به محدودیت‌های اعتباری و نواقص بازارهای سرمایه مربوط می‌شود. زیرا توسعه مالی علاوه بر رفع محدودیت‌های نقدینگی و انباشت بیشتر سرمایه، با تسریع پیشرفت فناوری می‌تواند تأثیر چشمگیری بر کارایی انرژی داشته باشد. در این پژوهش نقش اعتبارات بانکی، به عنوان شاخصی از توسعه مالی، بر بهبود کارایی انرژی اقتصاد ایران، با مطالعه دوره 1353-1391 بررسی می‌شود. نتایج برآورد الگوهای پژوهش نشان می‌دهند که توسعه مالی و اعطای اعتبارات به طور مستقیم و از طریق رفع محدودیت‌های اعتباری با کاهش شدت انرژی و در نتیجه بهبود کارایی انرژی همراه بوده اما این اثربخشی از کانال بهبود بهره وری کل عوامل تولید نیست. به عبارت دیگر در دوره مورد بررسی، توسعه مالی از کانال بهبود فناوری منجر به افزایش کارایی انرژی در اقتصاد ایران نشده است.
حسن درگاهی, کاظم بیابانی خامنه بیابانی خامنه
PDF

چکیده

این مقاله تاثیر فرآیند توسعه­ی اقتصادی بر شیوه­­ی تأمین مالی غالب خدمات سلامت در ایران، یعنی پرداخت از جیب، در 31 استان کشور طی دوره­ی1390-1384 را مورد بررسی قرار می­دهد. این پرداخت­ها در صورتی که بیش از 40% توان پرداخت خانوارها باشد، منجر به مواجهه­ی خانوارها با هزینه­ی زیاد (کمرشکن) سلامت می­شوند. تاثیر سطح توسعه یافتگی (ارزیابی‌شده بوسیله درآمد سرانه و نابرابری درآمدی)، نرخ تورم و نرخ بیکاری، بر نسبت مورد نظر، در قالب مدل پانل دیتا بر اساس داده‌های مستخرج از منابع آماری مرکز آمار ایران، با بکارگیری نرم افزار E-views 6 بررسی شده است .ضرایب برآورد شده­ی ضریب جینی، نرخ بیکاری و نرخ تورم، نشان می­دهد که بین متغیرهای نامبرده با نسبت مواجهه­ی خانوارهای شهری با هزینه کمرشکن سلامت رابطه مستقیمی وجود دارد. در حالی که میان درآمد سرانه و  نسبت مذکور رابطه منفی وجود دارد. در عین حال کشش ضریب جینی بیشترین تاثیر را بر نسبت مذکور دارد. بنابر نتایج حاصل از مطالعه حاضر می­توان اظهار داشت که سیاست­های مربوط به اصلاح توزیع درآمد،  افزایش درآمد سرانه و نیز سیاست­هایی که موجب کاهش نرخ فلاکت جامعه (مجموع نرخ بیکاری و تورم) می­شوند، که به نوعی بهبود شرایط اقتصادی جامعه را درپی دارند، می­توانند موجب کاهش نسبت مواجهه­ی خانوارهای شهری با هزینه بالای سلامت شوند
یگانه موسوی‌ جهرمی موسوی‌ جهرمی, محسن حسنی, سمیه مازوساز مازوساز
PDF
در این مقاله، تاثیر اندازه دولت و نوسانات درآمدهای نفتی بر سرمایه اجتماعی تحلیل شده است. به این منظور، شاخص اندازه گیری سرمایه اجتماعی براساس مطالعات انجام شده تعریف شده است. اعتماد به عنوان اصلی‌ترین جزء و شاخص نشان دهنده سرمایه اجتماعی، در بیشتر تعاریف و شاخص‌ها وجود دارد. در این مقاله، به روش فوکویاما (1997)، از وجود ناهنجاری به عنوان شاخص نشان دهنده نبود یا تخریب سرمایه اجتماعی استفاده شده است. درنتیجه سرمایه اجتماعی بصورت میانگین دو شاخص سرانه پرونده‌های قضایی (شامل چک‌های برگشتی)؛ و سرانه حقیقی مطالبات غیرجاری سیستم بانکی (شامل معوقات) از بخش خصوصی تعریف شده است. هردو متغیر بین صفر و یک نرمال سازی شده‌اند. براساس شاخص ساخته شده و در دوره مورد بررسی (1362 الی 1390) روند سرمایه اجتماعی در ایران نزولی بوده است. برآورد تابع سرمایه اجتماعی به روش ARDL با متغیرهای توضیحی اندازه دولت نسبت به تولید ناخالص داخلی و نوسانات درآمدهای نفتی (قدرمطلق انحراف از میانگین که بین صفر و یک نرمال سازی شده است) نشان می‌دهد اندازه دولت به عنوان شاخص نشان دهنده آزادی‌های سیاسی و اجتماعی و نوسانات درآمدهای نفتی، هر دو دارای اثر معنی دار و کاهنده یا تخریب کننده بر سرمایه اجتماعی هستند
اباذر کریمی راهجردی, محسن رنانی, مصطفی عمادزاده, سید کمیل طیبی
PDF

چکیده

پس از جنگ جهانی دوم، دلار ارز پایه قرار گرفته و در بازارهای جهانی قیمت بسیاری از کالاها، از جمله نفت، بر حسب دلار تعیین می‌شوند. کاهش ارزش دلار نسبت به سایر ارزها در یک ارتباط منطقی باعث می‌شود تا قیمت نفت افزایش پیدا کرده و درآمد ارزی کشورهای نفتی بیشتر شود. این مقاله به تدوین یک الگوی اقتصاد سنجی کلان ساختاری نسبتاً کوچک مقیاس با توجه به ساختار خاص اقتصاد ایران پرداخته است تا به کمک آن اثر تغییرات ارزش دلار و قیمت نفت بر تراز تجاری و رشد اقتصادی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. این الگو دارای 24 معادله کوتاه مدت و بلند مدت رفتاری، 11 معادله ارتباطی و 27 معادله تعریفی و اتحادی است. ضرایب معادلات الگو در چارچوب متدولوژی همجمعی و به روش ARDL با استفاده از داده‌های سری زمانی سال‌های 1342 تا 1391 برآورد شده و مناسب بودن الگو با استناد به آزمون‌های آماری و شبیه‌سازی‌های پویا صورت گرفته به تأیید رسیده است. نتایج شبیه‌سازی‌های انجام شده مؤید آن است که وقتی ارزش دلار تنزل داده شده و قیمت نفت در بازار جهانی افزایش می‌یابد، از یک سو درآمدهای ارزی کشور از محل صاردات نفتی افزایش می‌یابد و از سوی دیگر وارادات کل نیز فزونی می‌گیرد در عین حال در پی افزایش قیمت جهانی نفت، سطح عمومی قیمت‌ها در داخل کشور به دلیل تورم وارداتی افزایش می‌یابد. در مجموع خروجی‌های الگو نشان می‌دهد که در پی افزایش درآمد‌های نفتی که به دلیل کاهش ارزش دلار و افزایش قیمت نفت در بازار جهانی رخ می‌دهد، کاهشی در رشد اقتصادی ایران مشاهده نمی شود.
محمد نوفرستی, یوسف کرمی
PDF

چکیده

امروزه بیمه عمر، با توجه به گسترش وسیع در جهان به خصوص در کشورهای توسعه یافته، نقش مهمی در اقتصاد این کشورها ایفا می­کند. با وجود کارکردهای بسیار در زمینه­ی بیمه عمر، این صنعت در ایران، مانند اکثر کشورهای درحال توسعه ناشناخته باقی مانده و نقش آن در اقتصاد کشور و زندگی خانواده­ها ناچیز است. بنابراین در این مقاله به منظور بررسی عوامل مؤثر بر تقاضای بیمه عمر در ایران به شبیه­سازی تابع تقاضای بیمه عمر در سه فرم از معادلات غیرخطی (کاب داگلاس، درجه دوم و نمایی) با استفاده از الگوریتم بهینه­سازی جستجوی گرانشی پرداخته شده و متغیرهای میزان بیمه عمر فروخته شده واقعی سرانه، تولید ناخالص داخلی واقعی سرانه، احتمال فوت، نرخ باسوادی، بار تکفل و نرخ تورم طی دوره زمانی (1392- 1355) در این معادلات بسط داده  شده است. نتایج این مطالعه نشان می­دهد فرم کاب داگلاس تقاضای بیمه عمر نتایج بهتری را در مقایسه با دو فرم دیگر ارائه می­دهد. بر این اساس تولید ناخالص داخلی سرانه (به عنوان نمادی از درآمد)، نرخ باسوادی، نرخ تورم، بار تکفل و احتمال مرگ از عوامل مؤثر بر تقاضای بیمه عمر است که درآمد، نرخ باسوادی، بار تکفل و احتمال مرگ، اثر مثبت بر تقاضا دارند و در مقابل، نرخ تورم اثر منفی بر تقاضای بیمه عمر دارد
علی طهمورث‌پور, مهدی بهنامه
PDF

چکیده

مصرف از اجزای عمده تقاضای کل و از عناصر اصلی تعیین کننده سطح تولید ناخالص داخلی است. هدف اصلی این مطالعه شناسایی عوامل موثر مصرف در ایران، با تاکید بر نوسانات نرخ ارز واقعی موثر بر با استفاده از روش خود توضیح با وقفه‌های گسترده (ARDL) و روش تصحیح خطا (ECM) برای داده‌های فصلی دورة 1389-1367 است. یافته‌های مطالعه نشان می‌دهد که تولید ناخالص داخلی(GDP) اثر مثبت ولی نرخ سود سپرده‌های بلندمدت بانکی و نوسانات نرخ ارز واقعی موثر اثر منفی بر مصرف دارند. لذا برای هموارسازی مصرف و کاهش نوسانات آن، اعمال سیاست‌های ثبات نرخ ارز واقعی موثر پیشنهاد می‌گردد
سعید میرزامحمدی, سجاد انجم شعاع
PDF

چکیده

پیرو سخنرانی رهبر معظم ایران در تیر سال 1391 و انتقاد از برنامه کنترل جمعیت موجود در ایران و هشدار از یک جمعیت سالخورده در نتیجه این برنامه، گزارش شده بود که مقامات بهداشت بودجه‌های مربوط به برنامه ریزی خانواده را شروع به کم کردن کرده‌اند. همچنین گزارش می‌شد که مجلس ایران قصد اصلاح قانون سال 1372 برنامه ریزی خانواده را دارد، قانونی که مزایای اجتماعی برای خانوادهای پر جمعیت را محدود و دعوت به آموزش برنامه ریزی خانواده در مدارس میکرد. نتیجه موفقیت آمیز این تلاشها ایجاد یک رونق کودک در ایران خواهد بود. در 30 بهمن 1392 مجلس ایران قانون را اصلاح کرد که نتیجه آن برداشت محدودیتهای موجود داشتن فرزند بود. اما یک سیاست رونق کودک لازم است که پیشاپیش در برابر تعدادی از معیارها که برجسته ترین آنها هزینه نسبی پرورش کودک در خانوار است ارزیابی شود. در این مقاله ما استدلال میکنیم که سیستم مزایای کودک در ایران که تعدادی از خصوصیات اساسی خانوار را ندیده میگیرد، برای ارائه یک پیامد عادلانه کافی نیست، بخصوص اگر سیاست رونق کودک موفقیت آمیز باشد.  یک راه مقابله با این نارسائی، استفاده از اصل مقیاس معادل برای جبران مخارج کودک اضافه شده است. ما برای تخمین زدن مقیاس‌های معادل فرزند برای انواع خانوارهای مختلف بر اساس روش انگل و روتبارت از دادهای 1386-1363 هزینه و درآمد خانوار ایرانی (که سالانه توسط مرکز آمار ایران گردآوری میشود) استفاده میکنیم. ما پیدا می‌کنیم که خصوصیت اساسی خانوار( مثل اندازه و موقعیت جغرافیایی آن) و همچنین مشخصات جمعیت خانوار مانند تعداد فرزندان موجود و سسن آنها بر هزینه فرزند جدید تاثیر گذار است. مقادیر جبرانی که از تخمینهای ما پدیدار میشود حاکی از نیاز به طراحی مجدد سیستم مزایای کودک در ایران است
ابوالفضل رحیمی, حسن مولانا
PDF